وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً
پس میعاد پروردگارش چهل شب تمام شد - اعراف142 

احساس خفقان می کنم. به محض این که حرفی از عقیده ام بزنم یا به محض این که برای دفاع از حقایق لب تر کنم، مورد حمله قرار می گیرم. از چپ و راست و بالا و پایین هجوم می آورند. بد و بی راه می گویند. حرف های غیر منطقی می زنند و حرف های غلط همدیگر را تایید می کنند! در نظر آن ها فقط حرفی درست است که با آن ها همسو باشد. هر حرفی که با آن ها همسو نباشد، باید خفه شود. بعضی اوقات خسته می شوم. تعدادشان زیاد است. آن قدر زیاد است که تا بخواهم جواب یکی را منطقی و شمرده بدهم، ده ها نفر دیگر مانند کفتار بر سر و رویم می ریزند.

در محیط های مجازی بیشتر از هر جای دیگر این خفقانِ نانوشته مشهود است. این افراد دگم، در اینترنت جولان می کنند. بسیاری از آن ها نام و نشان ندارند. مستعار نظر می دهند و مستعار هوچی گری می کنند. دلم می سوزد و می شکند. مطمئن باشید متولیان فرهنگی ما هم به خاطر بروز این نژادِ زبان نفهم مقصراند. اگر متولیان فرهنگی "اسلامی" ما درست عمل می کردند، این موج مریض برپا نبود.

ادعای آزادی و تجدد و دنیادیدگی و پیشرفت و دموکراسی دارند، ولی در مکالمات از هر فرد عالی جهان سوم عادی ترند! از نانوای سر کوچه ی ما در تهران هم عادی ترند. باور کنید حداقل نانوا نظرهای موافق و مخالف خودش را گوش می دهد. این ها جز نظر موافق خودشان، به هیچ چیز گوش نمی دهند! خدا رحم کرده است کشور دست این ها نیست. اگر دست این ها بود، روی هر چه سانسورچی بود را سفید می کردند.

گوش هایشان را گرفته و دهان هایشان را باز کرده اند. اگر مظلومانه بگویی ماست سفید است، تا تمام قوا به تو خواهند خندید که "این عقب افتاده ی جیره خوارِ باتوم به دستِ بی منطق، نمی داند ماست سیاه است!"

معنای کلمه ی "متحجر" این است که کسی مانند سنگ سخت و انعطاف ناپذیر باشد. هر چه فکر می کنم عبارتی بهتر از "متحجرهای مدرن" برای این ها پیدا نمی کنم. آدم از دستشان عاجز می شود. بدبختی این است که ادعای باشعور بودن و متجدد بودن هم دارند.

باور کنید که من این ها را مقصر نمی دانم. آموزش این ها دست متولیان فرهنگی ما بوده است و اگر این ها امروزه مریض اند، ما باید برای یافتن علت بروز و گسترش این مریضی در میان خودمان جستجو کنیم. ما چه کرده ایم (یا نکرده ایم) که این گند به بار آمده است؟

[ سه شنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 21:51 ] [ علیرضا بازارگان ]

کلمه ی غیرت یکی از آن کلمه ها است که در گوشه و کنار ادبیات روزمره ی ما زیاد دیده می شود. مثلا امکان دارد یک تیم فوتبال برنده شود و مربی در مصاحبه ی بعد از بازی بگوید: "از بچه های تیمم راضی هستم. امروز باغیرت بازی کردند". و یا امکان دارد کسی تا آخرین قطره ی خونش برای کشورش بجنگد و "غیرت" به خرج بدهد. این کلمه حتی در بعضی از موارد ناموسی منجر به چاقو کشی و آدم کشی هم می شود. حالا در بین این کاربردهای متفاوت، تعریف دقیق غیرت چیست و خوب و بد آن را چگونه تشخیص بدهیم؟

آن چه از احادیث ائمه و گفته ی بزرگان اسلامی و اخلاقی معلوم می شود این است که این صفت، هم می تواند مثبت باشد و هم منفی. حضرت محمد (ص) در یک حدیث روشن می فرماید: "غیرتی وجود دارد که خدا دوست دارد، ولی غیرتی نیز هست که دوست ندارد..."

به عبارت خودمانی و امروزی: «آدم نه باید سیب زمینی باشه، نه خروس جنگی! اگر به مقدسات (چه دین، چه ناموس چه کشور و غیره) توهین شد آدم باید غیرت به خرج بدهد. اگر هم اتفاق خاصی نیافتاده است، آدم نباید الکی کله اش بوی قورمه سبزی بدهد و دنبال شر بگردد.»

علامه طباطبایی این گونه می نویسد که: «غیرت عبارت است از دگرگونی انسان از حالت عادی و اعتدال به طوری که انسان را برای دفاع و انقام از کسی که به یکی از مقدساتش - اعم از دین، ناموس... و یا امثال آن - تجاوز کرده، از جای خود می کند. این صفت غریزی، صفتی است که هیچ انسانی به طور کلی از آن بی بهره نیست..." علامه در ادامه نوشته هایش توضیح می دهد که اصل این صفت یک چیز خوب است، ولی شاخ و برگی که اقوام به آن داده اند، باطل است. به طور کلی تعصبات ضد ارزشی و بیهوده نکوهیده هستند و غیرت ورزیدن برای آن ها هیچ ارزش اخلاقی و اسلامی ندارد. ولی تعصب و غیرت ورزیدن در برابر مسائل "حق"‌مانند دفاع از مظلوم بسیار پسندیده است. آسایش طلبی و بی تفاوتی در مواقعی که تجاوزی آشکار در حال رخ دادن است، صحیح نیست.

نکته ی جالب دیگری که می توان بیان کرد این است که این صفت لزوما مخصوص دین داران نیست. افراد زیادی هستند که دین ندارند، ولی با غیرت هستند. یکی از نمونه های تاریخی آن این است که پیامبر اسلام بعد از یکی از جنگ ها علیه کفار دستور داد که یکی از اسیران را آزاد کنند. اصحاب ایشان سوال کردند که چرا این اسیر می بایست آزاد شود؟ پیامبر جواب دادند که این اسیر صفت های پسندیده ای دارد که او را لایق آزادی می کند. در میان این صفت ها "غیرتمند ی برای همسر و خانواده" هم دیده می شود. (خصال شیخ صدوق، ج 1، ص 313)

[ پنجشنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 19:32 ] [ علیرضا بازارگان ]

چند ماه پیش در سفری که به گوانجو داشتم، متوجه شدم که کنار ورودی بعضی از ساختمان های بزرگ و بانک ها، مجسمه هایی وجود داشت. از ظاهر مجسمه ها نمی توانستم حدس بزنم که چه حیوانی هستند. به نظر می رسید که مابین اژدها و شیر باشند.

بعد از گذر مدتی وقتی به هنگ کنگ بازگشتم، با خودم تصمیم گرفتم که تحقیق کوچکی انجام دهم تا از ماهیت این حیوان های مجسمه ای آگاه بشوم. با کمی جستجو متوجه شدم که اسم آن ها به زبان ماندارین (چینی) "شیشی" هست و این ها گاردهای امپراتوری هستند. به این شیرها "شیرهای فو" "شیرهای بودا" "شیرهای سنگی" نیز گفته می شود. اینها موجوداتی هستند که اعتقاد می رود قدرت های ماورایی داشته و از ساختمانی که در جلوی آن قرار می گیرند محافظت می کنند. معمولا این چنین مجسمه ها در جلوی معبدها، قصرهای پادشاهی، ادارات دولتی و غیره دیده می شوند. این شیرها در دوره ی "هان" (2700-2300 سال پیش) مرسوم شده اند. با گسترش تجارت در جاده ی ابریشم به نظر می رسد که مفهوم شیرهای محافظ از قسمت های غربی آسیا (مانند هند و سمرقند و ایران) به چین سرایت کرده است. به عنوان مثال، کلمه ی "شیر" در فارسی احتمالا با کلمه ی "شی" (به معنای شیر در ماندارین-چینی) هم ریشه هستند. بعد از نفوذ به چین، مفهوم شیرهای محافظ به مناطق اطراف مانند کره و ژاپن هم نفود کرد.

در گذشته این شیرهای محافظ از موادی مانند گرانیت، برنز، و یا فولاد ساخته می شد و به دلیل کمیابی مواد و سختی تولید، این مجسمه ها فقط در کنار ورودی ساختمان افراد مهم و متمول (مانند پادشاهان و یا ثروتمندان) قرار می گرفت. امروزه، از آن جایی که این شیرها تولید انبوه می شوند، افراد عادی هم می توانند در صورت تمایل، از آن ها در جلوی ساختمان های خود استفاده کنند.

لازم به ذکر است که قیافه ی این شیرها ویژگی های نمادینی دارد که آن ها را تا حدودی شبیه اژدها و یا هیولا هم می کند. چشمان آن ها بسیار بزرگ و باز است (نماد بینایی و آگاهی)، دهان آن ها معمولا باز است (گویا در حال غرش هستند) و صورت های آن ها به شکل وحشتناک ساخته می شود تا که ارواح خبیثه را ترسانده و از ساختمانی که از آن محافظت می کنند دور کنند.

شیرهای محافظ معمولا تنها نیستند و به صورت جفت در دو طرف در قرار می گیرند. در سمت راست در (وقتی از بیرون به ساختمان نگاه می شود) شیر نر نشسته است. زیر پنجه ی شیر نر معمولا یک کره قرار دارد. این کره نماد کره ی زمین است. شیر نر مسئولیت نگهبانی از بنای ساختمان را دارد. در قسمت چپ در، شیر ماده قرار گرفته است. او به همراه یک بچه شیر (که یا بر پشت او و یا زیر دست چپ او قرار دارد) می باشد. بچه شیر نماد چرخش زندگی است. شیر ماده مسئولیت نگهبانی از ساکنان و افراد داخل ساختمان را دارد.

در تاریخ شیرهای محافظ به گونه ها و شکل های مختلفی ترسیم شده اند. ولی با گذر زمان (و به خصوص بعد از امپراتوری های مینگ و چینگ) شکل آن ها استانداردتر شده است. شکل امروزی آن ها کمابیش از دوره ی چینگ باقی مانده است.

[ جمعه 8 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 20:57 ] [ علیرضا بازارگان ]

یکی از نقاط بسیار روشن و افتخارآمیز در دین اسلام این است که صدها سال جلوتر از زمانه ی خود، همه ی نژادها را برابر دانسته و نژادپرستی را به طور کلی مردود و اشتباه اعلام کرده است. امروزه در آمریکا و اروپا و ژاپن و بسیاری از کشورهای دیگر، نژادپرستی (کم یا زیاد) دیده می شود و دنیای مدرن هنوز قادر نبوده است به طور کامل این پدیده ی شوم را از بین ببرد. این در حالی است که بعضی از نزدیک ترین یاران پیغمبر اسلام سیاه پوست بوده اند. بنده -به عنوان یک شیعه- افتخار می کنم که در بعضی از منابع تاریخی آمده است که امام جواد (ع) شیعیان تیره پوست (اسودالون) بوده است (در بعضی از تواریخ آمده است که امام هادی و امام عسگری نیز تیره پوست بوده اند). در دین اسلام، و به خوصوص در مذهب شیعه، جایی برای نژادپرستی نیست.

چندی پیش در جایی می خواندم که به احتمال زیاد (با توجه به اصل و نسب شناسی) حضرت مسیح (ع) نیز سفید پوست نبوده است. ولی اروپایی های مسیحی دوست داشتند که پیامبرشان سفید باشد و آسان تر می توانستند یک پیامبر سفیدپوست را بپذیرند. به همین دلیل در نقاشی ها و آثار هنری، قیافه ی ایشان را به آن گونه که دوست داشتند در آوردند!

ما نباید بگذاریم این گونه افکار غلط به دین و منش ما رسوخ کند. اگر اروپایی ها برای مقبولیت حضرت مسیح ایشان را سفید پوست و خوشگل و با موهای افشان بلند ترسیم می کنند، ما نباید همین بلا را بر سر امامان و بزرگان خود بیاوریم. اگر بعضی از سفیدها "خودشان" را برتر می دانند ما نباید این گونه باشیم. اگر بعضی از عرب ها "خودشان" را برتر می دانند ما نباید آن گونه بشویم. اگر بعضی از ایرانی ها "خودشان" را برتر می دانند، ما نباید این گونه منحرف بشویم. بزرگان ما از همه رنگ و نژادی بوده اند و امامان ما از مادران آفریقایی، اروپایی، و خاورمیانه ای به دنیا آمده اند.

در مذهب ما، ارزش افراد به تقوای آن ها است.


برای مطالعه ی بیشتر:
لینک - در مورد رنگ پوست حضرت جواد (ع)
لینک - در مورد رنگ پوست حضرت مسیح (ع) {انگلیسی}


پ.ن.1: گویا نوع تیرگی حضرت جواد (و همچنین حالت موهای ایشان) به نوع آفرقایی نزدیک بوده است. امام هادی و امام عسگری (صلوات الله علیهما) هم بسیار تیره رنگ بوده اند. {کتاب "مکتب در فرایند تکامل"، حجت الاسلام مدرسی، صفحه 128-129 پاورقی شماره 2} در مورد تیرگی پوست حضرت امام رضا (ع) مطالب ضذ و نقیض موجود است.

[ شنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 12:35 ] [ علیرضا بازارگان ]

ما فکر می کردیم وضعیت معلم خصوص های کنکور در ایران تاسف برانگیز است! ما فکر می کریدم، این که بعضی از دوستان و آشنایان، پرداخت جلسه ای صد هزار تومان برای این که یک آدم بیاید و برایشان توضیح واضحات بدهد، غیر منطقی است! ما فکر می کردیم که در ایران، افراد به دلیل اعتماد به نفس خراب و یا هوش و استعداد کم و یا فشار عظیم کنکور و هر درد و بلای دیگر متوسل به این گونه کلاس های خصوصی و نیمه خصوصی می شوند. ما فکر می کردیم این مرض -به این شدت- فقط در ایران است... ولی...

اینجا هنگ کنگ است! چهره های خندان و مصممشان، بیلبوردهای تبلیغاتی، بدنه ی اتوبوس ها، و حتی در بعضی اوقات تبلیغات تلویزیونی را مزین می کنند. این ها "ستاره های" تدریس خصوصی هستند. از زبان انگلیسی گرفته تا شیمی، معلم های خصوصی پول های عظیمی دریافت می کنند تا به بچه ها آموزش بدهند. در این قسمت از دنیا، نمره و کلاس و درس و تحصیلات اهمیت زیادی دارد. از آن جایی که درآمد خانواده ها هم به طوری است که دستشان به دهانشان می رسد، آمار اخیر نشان می دهد که بیش از یک سوم از دانش آموزان هنگ کنگی، خارج از مدرسه، در یک یا چند کلاس کمک آموزشی شرکت می کنند.

معلم ها مثل بازیگرهای سینما هستند. شوخی نیست! بازار تدریس خصوصی در هنگ کنگ گردش مالی سالیانه بیش از 350 میلیون یورو دارد.

در هنگ کنگ در کنار چندین و چند آموزشگاه کوچک و بزرگ، حدود چهار یا پنج شرکت اصلی تدریس خصوصی وجود دارد که در سطح شهر رقابت عظیم دارند. در کنار تبلیغاتی که هر موسسه برای معلم هایش می کند، این معلم ها به صورت مستقل هم در سطح شهر به تبلیغات می پردازند. موهای مرتب، لباس های شیک، عکس های حرفه ای، و لبخندهای حاکی از اعتماد به نفس و جذابیت، همه برای جلب دانش آموزان -یعنی مشتری- است. کار به جایی رسیده است که بعضی از متخصصین جذابیت و جلب مشتری را مهمتر از کیفیت کار معلم می دانند.

دوستان عزیزی که حرص و جوش وضعیت معلم خصوصی های معروف تهران را می خورند نگران نباشند، از ما افراطی تر هم در دنیا وجود دارد.

[ یکشنبه 27 فروردین ماه سال 1391 ] [ 08:44 ] [ علیرضا بازارگان ]

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>

<

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

سخن نخست
خداوندا
ما را با دوستانت آشنا کن
پرواز دسته جمعی پرندگان
آسمان را زیباتر می کند
Loading
خبرنامه

username

email



مطالب برگزیده

بهمن 87

8. هدیه ای از اسرائیل

38. ماشا الیلیکینا

۴۵. یکی از خطبه های بی نقطه حضرت علی

۵۰. کارخانه شراب



اسفند 87

۵۵. نامه ای به خدا

۵۹. هالیوود

۶۴. امام رضا

۹۵. چند شب پیش



فروردین 88

۹۸. شیرین و فرهاد یاد بگیرن

101. زن فتنه گر

۱۱۰. سوسمار خوردن

112. فقط یه بار

117. پایتخت اتحادیه اروپا

۱۲۰. سیسیفوس

۱۳۰. مردی که دنیا را عوض کرد

۱۳۱. عشق حساب کتاب



اردیبهشت 88

134. جواب قانع کننده ای نداشت

۱۵۳. دین و سلامتی

۱۶۲. دربون های سفارت



خرداد 88

۱۶۹. منتصب به حضرت ملاصدرا

۱۷۷. ایستگاه صلواتی خیابون قیطریه



تیر 88

257. داستان غم انگیز مخملباف



مرداد 88

278. ناگفته هایی از زندگی امام

۲۹۰. سفر به ایران



شهریور 88

303. گناه = رنج

309. ایران: سرزمین شایعه

خدا کیه؟ قسمت اول - قسمت دوم - قسمت سوم - قسمت چهارم - قسمت پنجم - قسمت ششم - قسمت هفتم -

319. شهید عبدالحسین صالحی

۳۳۳. وداع با ماه رمضان

336. بهترین روز سال



مهر 88

349. سفر به بارسلون - استقبال گرم

363. من و موسی و شبان

367. اندک اندک، پله پله

370. سفر به بارسلون - دو عکس مهم

371. پاریس با حمید. 22 نوشته



آبان 88

374. پرخوری - gluttony

377. صبر اومد

۳۸۵. شیعه و سنی: اختلاف بر سر تاریخ

391. جهان هستی

۳۹۲. پلیدی یک طرف، نماز یک طرف

396. و واعدنا موسی و حدیث منزلت

400. راه حل برای وحشیگری



آذر 88

401. تونل مونت بلانک

403. شیطان در دین یهود و دین مسیح

407. مقایسه ی قانون اساسی چهار جمهوری اسلامی

410. امام محمد غزالی - چند درس زندگی

411. نامه ی مامان به مناسبت تولدم

417. مخارج نظامی دنیا در مقایسه با آمریکا

419. نصیحت های پیامبر به حضرت ابوذر

422. آرزوهای لستر - شل سیلورستاین

423. بی احترامی به عکس امام و واکنش دانشجویان

424. دخترهای ایرانی: به رابطه ی جنسی بگین نه!



دی 88

۴۳۱. اهل سنت و امام حسین

۴۳۳. نقش متقابل ماهواره و تلویزیون در فتنه

۴۳۸. ارتداد چیه؟

445. بازیگر زن = زن خودفروش ؟

۴۴۷. زن بخرم یا ساندویچ!؟



بهمن 88

449. نمونه عملی تقوی

453. چه کسی منحرف نشده؟

457. غنا یعنی چی؟ کدام موسیقی حرام است؟

459. تخریب محیط زیست نشانه بی دینی است

463. سی روز مسلمون بودن

464. یک سوال فلسفی ساده



اسفند 88

465. تهران، آخرین سنگر اسلام

466. دختر مکزیکی و مشروب

۴۶۹. پرخاشگری - بحثی پیرامون انتخابات در ایران

470. پیش داوری - ضعفی فراگیر میان ایرانیان

۴۷۱. زندانبان گوانتانامو

473. تاریخچه ی اوستا

۴۷۶. انصاف



فروردین 89

479. کجای قرآن نوشته؟

488. زیست شناسی تکاملی - evolutionary biology

489. آدم کشی بازی شده

490. خاطرات یک سرباز

492. بچه بد پاف ددی، دیگه بد نیست! - لون



اردیبهشت 89

495. بهترین پاسورباز تاریخ

۴۹۸. ایران در حال سرمایه گذاری بر سلول های بنیادی است

499. رابطه ی جنسی (س.ک.س) خارج از ازدواج

502. یوتوپیا، آرمان شهر، مدینه فاضله اسلامی

504. مگه می شه داستان اصحاب کهف راست باشه؟

505. تاثیرگذارترین فرد در تاریخ بشریت



خرداد 89

510. چشم بد - زخم چشم

۵۱۸. تفاوت در نقش های زن و مرد

۵۲۳. مومن بودن به زیادی نماز و روزه است؟

آخرین مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 918521
Stats
فروش بک لینک طراحی سایت عکس