X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


جمعه 22 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 17:23

935. فراتر از حقوق


در این نوشتار سعی می کنم با ذکر یک خاطره یکی از دردهای کشورهای جهان سوم را توضیح دهم:


یکی از همکاران ما در شرکت در ایران، چندی پیش یک جراحی کوچک داشت. پس از انجام موفق جراحی در یکی از بهترین بیمارستان های خصوصی تهران، به سر کار برگشت. در میان صبحت هایی که در دفتر می کردیم گفت: چند روز بعد از جراحی به دفتر دکتر رفتم. خیلی از او ممنون بودم که کارش را خوب انجام داده است. از او تشکر کردم و یک میلیون تومان (علاوه بر مخارج بیمارستان) مستقیما به خودِ او هدیه دادم. خیلی خوشم آمد که قبل از عمل این پول اضافی را درخواست نکرده بود! با کمال میل این پول را به او پرداخت کردم، نوش جانش! در این میان، همکاران دیگر هم با او هم نوا شدند که دست دکتر درد نکند، ولی من متعجب و ناراحت برای آن ها خاطره ای به شرح زیر تعریف کردم:


یکی از آشنایان ما، در دانشگاهی در آلمان پذیرش دانشجویی گرفته بود. دانشگاهِ مذکور تعدادی خوابگاه داشت، ولی تعداد اتاق ها کمتر از تعداد دانشجوها بود. و طبق قوانین، وقتی اتاق ها پر می شد، مسئولیت محل اسکان دانشجوهایی که اتاق به آن ها نرسیده بود با خود دانشجوها بود و دانشگاه دیگر در این باره مسئولیتی نمی داشت. این آشنای ما، یکی از آن دانشجوهای بد شانس بود که به او اتاق نرسیده بود. او به دانشگاه رفته بود و شرایط سخت خودش را توضیح داده بود و اینکه برایش دشوار است در کشور غریب خارج از دانشگاه اتاق اجاره کند. مسئول مربوطه ی دانشگاه هم گفته بود که تلاشش را می کند تا برای او اتاق پیدا کند. خلاصه مسئول مربوطه طی تلاش های بسیار و پرس و جو نهایتا توانست برای آشنای ما در خوابگاه دانشگاه یک اتاق خالی کند. پس از این خبر خوب، آشنای ما به آن اتاق اسباب کشی کرد و مستقر شد. چند روز بعد، برای قدردانی از مسئول مربوطه، به دفتر او رفت و برای او هدیه ای برد. اینجاست که داستان جالب می شود؛ آن مسئول مربوط به شدت از دست دوست ما عصبانی می شود که منظورش از این کار چیست؟ می گوید: "من فقط وظیفه ی خودم را انجام داده ام. هر کاری کرده ام، برای این است که شغل من بوده است. برای انجام دادن وظیفه ام و شغلم، حقوق می گیرم. این هدیه دیگر چیست؟! هر چه زودتر از اتاق من برو بیرون!" این آشنای ما هم دست پاچه می شود و تلاش می کند توضیح دهد که منظوری نداشته است و فقط به عنوان قدردانی برای او هدیه آورده است. می گوید: "در کشور ما برای قدردانی از کسانی که برای ما زحمت می کشند و کاری انجام می دهند، هدیه ای در نظر می گیریم". ولی آن مسئول نمی پذیرد و دوباره این نکته را تکرار می کند که هر کاری کرده است وظیفه اش بوده است و در برابر این وظیفه حقوق دریافت می کند. دیگر هدیه مفهومی ندارد.


و بعد توضیح دادم که چقدر جامعه ی ما بدبخت است که افراد برای انجام وظیفه ی خودشان، توقع دارند فراتر از حقوقشان چیزی دریافت کنند. این موضوع آن قدر فراگیر است که شاید اصلا به چشم کسانی که در سیستم ایران بزرگ شده باشند نیاید. شاید تعجب کنند و بگویند، این که عیب ندارد که هدیه بدهیم! ولی اگر دقت کنید خواهید دید که همین فرهنگ غلط (ایجاد توقع فراتر از حقوق) است که مسائلی مثل رشوه را در جامعه رواج می دهد. یعنی یا طرف مقابل از روی اختیار مبلغی فراتر از حقوقتان به شما می دهد، و یا اینکه به زور آن مبلغ را از او می گیرید! در بسیاری از ارگان های خارجی، اگر هدیه ارزشی بیشتر از یک حد داشته باشد (مثلا بیشتر از 50 دلار ارزش داشته باشد) قانونا باید رد شود و اصلا حق پذیرش آن وجود ندارد. حتی در دانشگاه، اگر برای استاد خودت هدیه ای گران بخری، او قانونا حق ندارد بپذیرد. آن هدیه ای که برای شما عادی است، برای من حیرت آور و غیر قابل قبول است. تا وقتی فراتر از حقوق به افراد "هدیه" می دهید، توقع های عجیب و غریب در جامعه باقی خواهد ماند. از طرفی جامعه آن قدر مریض است که اگر این "هدیه" را ندهی، به هزار و یک چیز دیگر (مانند خسیس بودن) متهم می شوی. مانند شیرینی ندادنِ من در روز عروسی به کسی که دست گل عروس را پیچیده بود (و مبلغی را که طی کرده بودیم تمام و کمال دریافت کرد)، که آن داستان بماند برای روزی دیگر...

برچسب‌ها: ایران، خاطره


ابزار امتیاز دهی